آینه درون
وبلاگ شرح برخی علوم مادی و معنوی است که توسط نویسنده در اختیار کاربران اینترنتی قرار گرفته است.
قالب وبلاگ

آنچه گفتند و سرودند

تو آنـی

خودِ تو جان جهانی

 گر نهانـی و عیانـی

 تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی

 تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی

تو خود اسرار نهانی...

[ جمعه هجدهم اسفند 1391 ] [ 0:40 ] [ س.فرخی ] [ ]
زکات زیبایی ، عفت و پاکدامنی است ، پس همواره سعی کنیم زکات زیبایی را بپردازیم.

امام علی ع

[ دوشنبه هفتم اسفند 1391 ] [ 21:45 ] [ س.فرخی ] [ ]
بوی بهشت می وزد از کربلای تو
ای گشته باد جان دو عالم فدای تو

برخیز و باز بر سر نی آیه ای بخوان
ای من فدای آن سر از تن جدای تو

اندر منا ذبیح یکی بود و زنده رفت
ای صد ذبیح کشته شده در منای تو

رفتی به پاس حرمت کعبه به کربلا
شد کعبه ی حقیقی دل کربلای تو

اجر هزار عمره و حج در طواف تست
ای مروه و صفا به فدای صفای تو

تا با نماز خوف تو گردد قبول حق
شد سجده گاه اهل یقین خاک پای تو

با گفتن رضاً بقضائک به قتلگاه
شد متحد رضای خدا با رضای تو

تو هرچه داشتی به خدا دادی ای حسین
فردا خداست جل جلاله جزای تو

خون خداست خون تو و جز خدای نیست
ای کشته ی خدا به خدا، خونبهای تو

ما را هم ای حسین گدایی حساب کن
آخر کجا رود به جز این در گدای تو
[ یکشنبه ششم اسفند 1391 ] [ 20:48 ] [ س.فرخی ] [ ]
بزرگترین حقیقتها همچون بزرگترین انسانها ساده ترین آنها هستند.
[ یکشنبه ششم اسفند 1391 ] [ 20:40 ] [ س.فرخی ] [ ]
در آب باز می تابد رنگ صورتی شکوفه های نیلوفر

اردک های رنگارنگ سر در آب فرو می برند و بالا می آیند.

بر ساحل ٫ فوجی از درنا ها چرخ زنان می خوانندو ستایش معبود خود کنند.

نرمک بادی که می وزد آواز قویی را با خود می آورد از دور دست.

شوق زندگی٫ اکنون دزدانه رخنه می کند به هر دلی....

[ شنبه هفدهم تیر 1391 ] [ 14:46 ] [ س.فرخی ] [ ]
آن ها کوچ خواهند کرد

سر وصدایشان خواهد خوابید

درنا ها را می گویم

و دل ام تنگ خواهد شد

برای سرزمین هایی که ندیده ام

[ دوشنبه دوازدهم تیر 1391 ] [ 13:4 ] [ س.فرخی ] [ ]

آیا هیچکس توانسته است غم فاطمه (س) را در سوگ پدربه تصویر بکشد جز ناله های بیت الاحزان فاطمه؟

در اندوه جگر سوز علی (ع) در مواجهه با فاطمه ی میان در و دیوار و گاه شستن صورت نیلی و بازوی کبود فاطمه (س) هیچ هنرمند عارفی توانسته است بسراید آنچنان که از عمق رنج آدمی در چروک های پیشانی علی(ع) خبر دهد و وسعت غمهای خلقت را در پهنای اشک علی (ع) بشناسد و بشناساند جز با اشک پنهانی علی(ع)؟

هیچکس را یارای آن بوده است که  آلام محض زینب را به هنگام دیدار سر برادر بر بام نیزه ها بیان کند جز خون مبارک زینب(س)؟

اگر زینب (س) با مشاهده سر برادر ، حسین ،روحی فداه ، سلامت سر خویش را تاب آورده بودو سر بر سر کجاوه نکوبیده بود چه کسی عشق را درد هجران را در آفرینش تفسیر می کرد؟

اینها درد هایی است که هر انسانی را اگر احساس داشته باشد خاکستر می کند و قلم را اگر به تعداد درختان عالم باشدمی سوزاند و دفتری به پهنای گیتی را به آتش می زند.

سوز اشکهای  فاطمه هنوز پای عارفان را در بیت الاحزان او سست می کندو کمر ابرار را می شکند و آتش به جان اولیاء الله می اندازد.

معاذالله که رشحه ی هیچ قلمیبتواند با اشک سوزناک علی به هنگام شستن پیکر فاطمه برابری کند.کجاست اسماء؟

از او بپرسید ، فرشتگانی که در اشکهای آن هنگام علی به تبرک غسل می کردند، بال و پرشان نسوخت؟

درد را اگر بسیار عمیق باشد به زخم تشبیه می کنند و زخم را اگر بیش از حد سوزنده باشد به آتش و حرارت کدام آتشی می تواند با هرم قلب علی در بیست وپنج سال سکوت خار در چشم و استخوان در گلوی او برابری کند؟

پس اینگونه درد ها مشبه نیستند مشبهُ به اند.                                    

و تاریخ شیعه آکنده از درد های اینگونه است.

غم کمر شکن و چاره سوز حسین در شهادت برادر علمدار .

سکوت اندوه بار حسین (ع) در برابر جگر پاره امام برادر حسن (ع)، درد وصف ناشدنی سجاد در شهادت مظلومانه پدر.

و از آن پس همچنان انبوه درد و تراکم جراحت بر جراحت و زخم بر زخم و اتصال مدام جوی خون.

انگار که تاریخ را در سرزمین  شیعه با خون رقم می زنند با مظلومیت خون.

و این کلمات تنها کاری که می تواند  بکند اعتراف و اقرار به عجز در بیان این حوادث عظیم است.

[ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 23:20 ] [ س.فرخی ] [ ]

رساله حقوق امام سجاد حقوق اعضا

حق چشم . 
و أما حق بصرک فغضه عما لا یحل لک و ترک ابتذاله إلا لموضع عبرة تستقبل بهــا بصرا أو تستفید بها علما فإن البصر باب الإعتبار 
  
ترجمه : اما حق چشمت برتو آنست که برگردانی آنرا از چیزی که خداوند ترا از دیدن آن منع نموده است و بیجهت بهر طرف و هر چیز نظر نکنی ؛ مگر در جائی که موجـب پند و عبرتی باشد یا سبب بصیرت و بیداری گردد و یا علمی از آن استفاده شود زیرا چشم دروازهء پند و عبرت گرفتن است

 

حق چشم و قوه باصره از دیدگاه امام سجاد(ع) اسلام به عنوان دینی جامع که جنبه های متنوع زندگی اجتماعی بشر را در نظر دارد ، با نگاهی دقیق ، عوامل پیدایش سلامت روان انسان را مورد توجه قرار داده است . خداوند ضمن اینکه کرامت و شرافت انسان را یادآور می شود ، او را از هرچه موجب ناهنجاری و تزلزل پایه های اخلاقی در جامعه می شود ، برحذر می دارد . رهبران دینی راه پاکی و رستگاری را به مردم نشان می دهند تا جامعه در فضایی سالم ، مسیر ترقی و تعالی را بپیماید . در این رابطه ، امام سجاد (ع ) مردم را به خودسازی دعوت می کند و در رساله حقوق خود برای اعضای بدن ، وظایفی را مطرح می نماید.
یکی دیگر از نعمتهای الهی که انسان موظف است حق آن را رعایت کند ، چشم و قوه باصره است . از نگاه امام سجاد (ع) ، چشم نقشی بسیار حساس در سعادت یا انحراف انسان دارد . به همین لحاظ یکی از وظایف اساسی انسانها در معاشرت و تعامل با دیگران ، مراقبت از رفتار خود حتی در زمینه نگاه کردن است . ایشان می فرماید :
" حق چشمت بر تو آن است که آن را برگردانی از چیزی که خداوند تو را از دیدن آن منع کرده است و بی جهت به هر طرف و هر چیز نظر نکنی . مگر در جایی که موجب پند و عبرت باشد یا سبب بصیرت و بیداری شود ، یا آن نگاه ، بر علم تو بیفزاید . زیرا چشم دروازه پند و عبرت است . "

*** نگاه کردن ، آسان ترین راه ارتباط و معاشرت با دیگران است . به تعبیر کاشفی ، نویسنده معاصر ، « تیزرو ترین پیکی که شیطان در وجود انسان دارد ، چشم است . زیرا حواس دیگر در جایگاه خود قرار دارند و تا چیزی به آنها نرسد ، آن را طلب نمی کنند . ولی چشم می تواند از دور و نزدیک ، بدی و پشیمانی را صید کند . »
روانشناسان معتقدند سعادت بشر وقتی تامین می شود که او در بهره برداری از تمایلات خود ، دچار افراط و تفریط نشود و دربرابر غرائز طبیعی سر تسلیم فرود نیاورد . بنابراین برای اینکه این خوهشهای نفسانی از طریق شایسته و معقول ارضاء گردد و در پرتو آن ، سجایای اخلاقی رشد کند ، باید هر کاری با میزان عقل و خرد سنجیده شود . چرا که نیروی خرد ، دربرابر خواسته های تند نفسانی ، چون سدی نیرومند عمل می کند و از طغیان و سرکشی هواهای زودگذر باز می دارد . دراین صورت ، فرد راه خطا و درست را تشخیص می دهد . در نگاه کردن نیز این اصل حاکم است . وقتی انسان مغلوب گرایشات نفسانی خود شود ، نگریستن از حد اعتدال بیرون می رود و زمینه انحراف فراهم می گردد .

*** البته نوع نگاه ها متفاوت است . گاهی با دیدن یک چهره یا یک تابلو یا منظره زیبا ، لذت و انبساطی خاص به انسان دست می دهد . بدیهی است دیدن زیبائیها و مناظر طبیعت ، آسمان ، ستارگان ، کوهها و سایر پدیده های شگرف هستی ، اگر با نگاه عبرت انگیز همراه باشد ، نشاط آور است و درهای حکمت و معرفت را به روی انسان می گشاید . چراکه انسان با دیدن این پدیده های حیرت انگیز ، به ابداع و قدرت بی نظیر آفریننده انها پی می برد . در همین راستا ، در روایات دینی ، نگاه کردن و تفکر در مظاهر شکوهمند خلقت و درک زیبائیهای هستی عبادت محسوب می شود.
اما برخی از نگاه ها چون نگاه نادرست و شهوت آلود به جنس مخالف به منظور لذت بردن از آن ، مانند تیری زهرآگین و مفسده انگیز است و سلامت روانی انسان را به خطر می اندازد . بطور طبیعی انسان در جریان زندگی و رفت و آمد ، به اطراف خود نگاه می کند . ولی گاه او صحنه گناه آلودی را در خیابان ، پارک ، یا ماهواره و اینترنت مشاهده می کند و بر دیدن آن اصرار می ورزد . این نوع نگریستن ، بویژه برای جوانان مخرب و تحریک کننده است و منشاء بسیاری از بزهکاریها و مفاسد فردی و اجتماعی است . از همین رو ، همه ادیان الهی به اصل کنترل نگاه ، توجه دارند . در این رابطه ، امام صادق (ع) انسانها را از نگاههای ناشایست منع می کند و می فرماید : « نگاه اول برای توست / نگاه دوم به زیان توست نه به نفع تو / و در نگاه سوم هلاکت است . »

*** در اجتماعی که نگاه های ناسالم رواج دارد ، امنیت و آرامش ، جای خود را به هوسرانی و بی بند و باری می دهد . در این جامعه ، زنان همچون کالاهایی تماشایی بشمار می روند که هیچگاه از نگاههای آزار دهنده و مسموم افراد طمع ورز درامان نیستند . لذا از دیدگاه امام سجاد (ع) ، نظر انداختن به چیزهایی که فایده مثبتی برای انسان ندارد و موجب غفلت و دوری از خدا می شود ، یا نظاره کردن به کارهای دیگران برای عیبجویی از آنها ، گمراه کننده و زیان آور است .

 

[ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 22:31 ] [ س.فرخی ] [ ]
بکوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه می نگری.
[ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ] [ 23:28 ] [ س.فرخی ] [ ]

اگر او نبود و اگر ما نبودیم

این که هست نبود

پس ما به حقیقت بندگانیم

و خداوند مولا و سرور ماست

ما عین اوییم این را بدان

وقتی گفتیم : انسان

پس به انسان بودن پوشیده نشوی

که تو را خداوند برهانی عطا کرده است

پس حق باش و خلق باش

به الله ، رحمان باش

و خلق او را از او غذا ده

تا آرامش و راحت جهانیان باشی

آنچه را که او بدان در ما ظاهر می گشت

به وی بخشیدیم و او به ما بخشید

پس کار تقسیم شد

به آنچه او راست و ماراست

پس کسی که آگاه به قلب من بود آن را

هنگامی که زنده ساخت ، زنده کرد

ما در او موجودات

و اعیان و زمان ها بودیم

دائم در ما نیست

اما آن گاه گاهی هست

این مطلب برگرفته شده از کتاب فصوص الحکم ابن عربی  بخش فص عیسوی می باشد که در خصوص نسبت روح انسان با صفات حق متعال سخن به میان آورده است.  

[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 0:55 ] [ س.فرخی ] [ ]
عدد یعنی چه؟

فیلسوف می گوید ریاضی فقط عدد کاربردی نیست که ما استفاده می کنیم.

فیلسوف به عالم خارج فکر می کند.

تمام علوم عالم تابع ریاضیات است.

در واقع عالم بر مبنای عدد یک گذاشته شده است.

یک=احد=واحد

عالم بر مبنای وحدت و کثرت است در واقع مهمترین اصل در وجود عالم ٬ عالم کثرت است.

اما خداوند احد است و واحد است در واقع ذات او هم واحد است بجز این که یکی است.

عالم کثرت عالم ریاضیات است اما با تأمل در اعداد ارتباط این کثرت را در پروردگار می توان یافت.

مثلاً به اعتبار اینکه عدد یک کثری از هر عدد است رابطه با تمام اعداد دارد٬ یعنی تمام اعداد همان یک

هستند زیرا تمام اعداد از یک به وجود آمده و در عدد یک نهان است.

گرد آمده از سخنان  دکتر غلامرضا اعوانی

[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 23:49 ] [ س.فرخی ] [ ]
فرد عفیف از شدت حیا نزدیک است فرشته ای از فرشتگان آسمان شود.

مولای متقیان امیرالمومنین علی (ع)

[ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 0:43 ] [ س.فرخی ] [ ]
عالم درون انسانها است که همه چیز های عالی را به انسان می بخشد .زمینه درونی عامل اصلی هر رضایتمندی است و عوامل بیرونی تاثیری روی انسان ندارد.مثلا اگر آدمی تا کره ماه برود در درون او اثر ندارد اما وقتی به درون خود سفر کند و صادرات و واردات اعمال خود را کنترل نماید به علومی که نظیر آن در هیچ جای عالم وجود ندارد دست خواهد یافت و در درون خود پیشرفت خواهد کرد که این پیشرفت هزاران برابر بالاتر از پیشرفت مادی و بیرونی است.

[ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 23:6 ] [ س.فرخی ] [ ]
---الم یعلم ان الله یری---         . آیا انسان می پندارد که ما او را نمی بینیم.

 

[ جمعه سی ام دی 1390 ] [ 22:21 ] [ س.فرخی ] [ ]
به هر میزان که غافل و اسیر روز مرگی و عادت شویم دچار پراکندگی می شویم و حضور منبع عظیم نور را فراموش می کنیم.
[ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 2:6 ] [ س.فرخی ] [ ]
تفکری که به بنیاد تفکر اندیشه نکند بی بنیاد است.
[ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 1:58 ] [ س.فرخی ] [ ]
خرد نوری است در دل که به وسیله آن حق و باطل از هم تشخیص داده می شود و هر دانشی که خرد آن را تائید نکند گمراهی است.

                                                         پیامبر اکرم (ص) و امام علی (ع)

[ چهارشنبه بیستم مهر 1390 ] [ 1:59 ] [ س.فرخی ] [ ]
چشم از نافذ ترین اعضای بدن و دریچه روح است.
[ جمعه بیستم خرداد 1390 ] [ 0:47 ] [ س.فرخی ] [ ]

چرا تکرار در هستی نیست؟

هیچ حقیقتی در عالم تکراری نیست هر چیزی در عالم اصلی دارد و هر چیزی به اصل خود باز می گردد.

زیرا در جهان نامتناهی نیازی به تکرار نیست مثلا کنار دریا بنشینیم هر موجی که به ساحل می رسد تکراری نیست یا 2 انسان یکسان نیز پیدا نمی کنید.نه تنها خطوط سر انگشت یک جور در عالم  نیست  بلکه سلول های هر انسان تکرار نیست و بازگشت به اصل هم تکرار نیست.

 برای اهل ظاهر آگاهی از عالم  وجود ندارد اشکال آدمیان این است که به مبدا خود توجه ندارند .

 انسان اگر به باطن خود مراجعه کند می فهمد که به عالم دیگری تعلق دارد و ما انسان ها تا 70 باطن در وجود خود داریم و در این 70 باطن  یکی پس از دیگری می توانیم حرکت کنیم. تا جایی که گوش ظاهر کر می شود و گوش باطن می شنود چشم سر کور می شود و چشم باطن بصیر می شود و تمام اعضای بدن با باطن انسان یکی می شود که تنها انسان کامل (نبی مکرم اسلام ص )به این مرتبه رسیدند.

 

 

[ چهارشنبه سوم فروردین 1390 ] [ 20:3 ] [ س.فرخی ] [ ]

امام دست نیافتنی نیست،دست های ما بسته است.
امام درپرده غیبت نیست،پرده برچشمهای ماست.
وآنچه ما رااز زیارت امام محروم می کند.........
غیبت امام نیست،غفلت ماست.

[ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ] [ 17:7 ] [ س.فرخی ] [ ]


جُسته ام آن خُردِ نا پیدای را

خالق یک ذرّه، تا دریا را

در درون ذره ای من عاقبت

یافتم آن گوهر یکتای را

در کف آوردم پس از عمری تلاش

دوستان، آن لوءلوء لالای را

مرغِ عشقم خواند یارم، زیر پر

تا کشیدم گنبد خضرای را

ذلتم را دید و آری داده است

از حضیض ذلتم بالای را

چون به کف دادی مرا، یارب مگیر

تا نجاتم عروة الوثقی را

طارقا از خود رها باید شدن

هم رها کن ناصح خود رای را

[ دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 ] [ 14:57 ] [ س.فرخی ] [ ]
آلودگی درونم از حد گذشت !!!

به یک لیوان چای روضه شما محتاجم...

یا حسین علیه السلام...

[ دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 ] [ 14:49 ] [ س.فرخی ] [ ]

 

همان عبایی که پنج نفر را در آغوش خود می گرفت

تمام جسم اکبر را به خیمه گاه نبرد ...

[ دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 ] [ 14:47 ] [ س.فرخی ] [ ]

بیـــــابان هــــمـ که باشـــــے ..

"حســــــــین(ع)" آبادت مے کنـــــــــــد

قطعـــــه اے از بهشــتـــــــتمے کنــــد

درســـت مثـل ؛

"کربـــــــــــــــــــــــــــــلا"

 

[ جمعه شانزدهم خرداد 1393 ] [ 0:24 ] [ س.فرخی ] [ ]

روحم به بارگاه تو پرواز میکند

قلبم مراد خود به تو ابراز میکند

هنگام جود دست تو اعجاز میکند

مسکین تو به پادشهان ناز میکند

از کار جن و انس گره باز میکند

دست گره گشای تو یا حضرت رضا

[ جمعه شانزدهم خرداد 1393 ] [ 0:21 ] [ س.فرخی ] [ ]
 مومن اگر وابستگی داشته باشد نمی تواند قیام کند و عصر ما عصر قیام است.

[ شنبه سوم خرداد 1393 ] [ 20:52 ] [ س.فرخی ] [ ]

رهبرا! نشو تنها؛من یار تو می گردم                               وز جرگه عشاقت سردار تو می گردم
گر لشکر سفیان ها از غرب به پا خیزد                           در قحطی انسانها عمار تو می گردم
از طعنه اشعث ها خون است دلت مولا                          تبدار غمت هستم بیمار تو می گردم

[ شنبه سوم خرداد 1393 ] [ 20:49 ] [ س.فرخی ] [ ]
...وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجعَل لَهُ مَخرَجًا - وَيَرزُقهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ ۚ وَمَن يَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمرِهِ ۚ قَد جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيءٍ قَدرًا

ترجمه:
.... و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند، و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد؛ و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را می‌کند؛ خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند؛ و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است!

[ شنبه سوم خرداد 1393 ] [ 20:40 ] [ س.فرخی ] [ ]

با سلام وعرض تسلیت به مناسبت سالروز پر کشیدن هفتمین امام همام

******

تا که نگه به حال پریشانی ام کنی

یا که نظر به گریه ی کنعانی ام کنی

پرواز میکنم طرف کاظمین تو

تنها به این بهانه که زندانی ام کنی

******

[ شنبه سوم خرداد 1393 ] [ 20:26 ] [ س.فرخی ] [ ]


ببخش ما را به خاطر همه بی تو بودن ها ، تو با ما بودی و ما با تو نبودیم...

ببخش ما را به خاطر همه عهدشکنی هایمان ، بارها و بارها عهد بستیم
و عهد خود شکستیم ....

ببخش ما را به خاطر همه ناله های علی وارت که برای بخشش خلق خدا

در درگاه معبود داشتی.

مهدی جان ، آقای من

می دانم ، خوب می دانم که شایسته نعمت وجود تو نیستم ،

میدانم که شایسته نام منتظر نیستم ،

ولی یوسف زهرا امید به عطوفت و مهربانی و بخشش تو دارم .

تو را به آبروی مادر غریبت زهرا یاریم کن

مرا یاری کن تا در این دنیایی که بی تو بودن افتخار است و هنر ،

با تو باشم، با تو بمانم و با یاد تو ترک دنیا کنم و بمیرم...

[ جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393 ] [ 18:44 ] [ س.فرخی ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب




Online User