(قیصر امین پور)

قطار می رود …. تو می روی ….. تمام ایستگاه می رود …………
و من چقدر ساده ام که سالهای سال ، در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام!!!

امید

خدا در مکان های دو از انتظار
به دست افرادی دور از انتظار
و در مواقعی تصور ناپذیر
معجزات خود را به انجام می رساند.
برای آن مهربانِ توانا ، غیرممکن وجود ندارد ...
همیشه ، همیشه و همیشه امیدی هست ...

السلام علیک یا ابا عبدا...

اندر منا ذبیح یکی بود و زنده رفت      ای صد ذبیح کشته شده در منای تو

امام رضا علیه السّلام


آن كسى كه نفسش را محاسبه كند ، سود برده است

و آن كسى كه از محاسبه نفس غافل بماند ، زیان دیده است .

 بحار الأنوار جلد 78 صفحه 352

خواب و بيدارى

قالَ الاْمامُ عَلىّ بنُ الْحسَين، زَيْنُ الْعابدين (عَلَيْهِ السَّلام) :

الدُّنْيا سِنَةٌ، وَالاْخِرَةُ يَقْظَةٌ، وَنَحْنُ بَيْنَهُما أضْغاثُ أحْلامِ.

فرمود: دنيا همچون نيمه خواب (چرت) است و آخرت بيدارى مى باشد و ما در اين ميان رهگذر،

بين خواب و بيدارى به سر مى بريم.

تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 343، س 20.

میلاد امام رضا (ع) مبارک

میلاد با سعادت آقا و سرور عالمیان حضرت علی بن موسی الرضا(ع) مبارک باد.

پرنده کوچکی که هر روز مهمان حیاط کوچک من است امروز هم عاشقانه می خواند.

پروانه ای کز میان شاخه های آن چنار بلند می گذشت.

 بوی تو را داشت.

 پرنده کوچکی که هر روز مهمان حیاط کوچک من است امروز هم عاشقانه می خواند.

 من باز کنار باغچه ایستاده ام و چشمان خواب آلوده ام را با انگشت هایم فشردم .

بیداری مثل یاد تو در نگاهم ریخت.

نامت را آرام زمزمه کردم...

نام تورا ای پروردگار من.

((هلن کلر ))

هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم.

سفیانی در روایات

در روایتی منسوب به امام زین العابدین آمده‌است[۱۶]: امر قائم از سوی خداوند حتمی است و امر سفیانی نیز از جانب خداوند قطعی می‌باشد. قائم ظهور نمی‌کند مگر پس از آمدن سفیانی.

در روایتی منسوب به علی بن ابیطالب در تفسیر آیهٔ «و لَو تَری إذ فَزِعوا فَلافَوتَ»[۱۷] آمده که لشکر سفیانی به مدینه می‌آیند تا به سرزمین بیداء برسند ولی خدا آن‌ها را در زمین فرو می‌برد.[۱۸]

در روایتی منسوب به جعفر بن صادق‏ درباره او آمده‌است: «و سفیانی نیز با قائم پیکار می‌کند»

تنها قيام آزادى بخش تاریخ

هنگامى كه امام زمان حضرت مهدی (عج) ظهور كند و قيام آزادى بخش وى فراگير شود، برخى از سلاطين و حاكمان كشورها در برابر او تواضع نموده و سر تسليم فرود مى‏آورند و برخى ديگر با آن حضرت، به مقابله و منازعه بر مى‏خيزند و پس از درگيرى، متحمل شكست و اضمحلال خواهند شد و حكومت آن حضرت، از شرق تا غرب كره زمين را فرا خواهد گرفت. در اين باره، روايات فراوانى از معصومين(ع)نقل شده است كه براى نمونه، حديثى را از امام محمد باقر(ع) بيان مى‏كنيم:

عَن أبي جعفر(ع) قال: القائِمُ مِنّا مَنصُورٌ بالرُّعبِ، مُؤيّدٌ بالنَّصر، تُطوى‏ له الأرضُ وَتظهَرُ لَهُ الكنوزُ ويبلغُ سُلطانه المشرقَ والمغرِبَ ويُظِهرُ اللَّهُ دينهُ على الدّينِ كُلّه ولو كَرِهَ المُشركون فلا يَبقى‏ على وجهِ الأرضِ خرابٌ إلّا عمّر وينزلُ روحُ‏اللَّهِ عيسى بن مريم فيُصلّي خلفه.(1)

قيام كننده از ما منصور به رعب و مؤيّد به نصر است. زمين از براى او در نورديده شود و گنج‏هاى پنهان را براى او آشكار كند. سلطنت و حكومت او شرق و غرب را فرا خواهد گرفت و خداوند منان، به دست او دين خود را بر همه دين‏ها غالب گرداند، اگر چه مشركان را خوش نيايد. در روى زمين هيچ خرابى باقى نماند، مگر اين كه آبادش كند و روح اللَّه، عيسى بن مريم از آسمان نازل شده و بر او اقتدا كند و پشت سرش نماز بخواند.

سیمای امام زمان حضرت مهدی (عج)

پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار علیهم السلام هر کدام در سخنان خود به اوصاف امام مهدی(عج) اشاره کرده اند. حضرت امام رضا علیه السلام در توصیف ویژگی های چهره و سجایای اخلاقی و ویژگی های برجسته آن حضرت می فرمایند: «قائم آل محمد(عج) هاله هایی از نور چهره زیبای او را احاطه کرده است رفتار معتدل و چهره شادابی دارد. از نظر ویژگی های جسمی شبیه ترین فرد به رسول خدا(ص) است. نشانه خاصّ او آن است که گرچه عمر بسیار طولانی دارد، ولی از سیمای جوانی برخوردار است؛ تا آن جا که هر بیننده ای او را چهل ساله یا کمتر تصور می کند. از دیگر نشانه های او آن است که تا زمان مرگ با وجود گذشت زمان بسیار طولانی هرگز نشان پیری در چهره او دیده نخواهد شد».
 
حجت خدا
روزی عثمان بن سعید بن عمری به همراه حدود چهل نفر از بزرگان شیعه به حضور امام عسکری علیه السلام رسیدند تا درباره جانشین آن حضرت سؤال کنند و در آینده از ایجاد اختلاف در مسئله امامت جلوگیری کنند. راوی می گوید: وقتی عثمان بن سعید به حضرت عسکری علیه السلام گفت: آمده ایم تا درباره مطلب مهمی که شما به آن آگاه ترید از شما سؤال کنیم، حضرت عسکری علیه السلام فرمودند: بنشین عثمان. پس از ساعتی امام علیه السلام فرمودند: آیا می خواهید بگویم به چه منظوری آمده اید؟ همه گفتند: ای فرزند رسول خدا، بفرمایید. آنگاه حضرت فرمودند: آمده اید تا درباره حجت خدا و امام پس از من بپرسید. همه گفتند: آری. در این لحظه ناگهان پسری که چهره درخشانی چون ماه داشت و از هر حیث به امام عسکری علیه السلام شبیه بود وارد شد. حضرت فرمودند: بعد از من پیشوای شما و جانشینم این فرزند من است. مواظب باشید پس از من در دین دچار آشفتگی نشوید...

حکمت 108 نهج البلاغه- شگفتى هاى روح آدمى

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

وَ قَالَ [عليه السلام]

درود خدا بر او ، فرمود:

لَقَدْ عُلِّقَ بِنِيَاطِ هَذَا الْإِنْسَانِ بَضْعَةٌ هِيَ أَعْجَبُ مَا فِيهِ

به رگ هاى درونى انسان پاره گوشتى آويخته كه شگرف ترين اعضاى درونى اوست ،

وَ ذَلِكَ الْقَلْبُ

و آن قلب است ،

وَ ذَلِكَ أَنَّ لَهُ مَوَادَّ مِنَ الْحِكْمَةِ

كه چيزهايى از حكمت ،

وَ أَضْدَاداً مِنْ خِلَافِهَا

و چيزهايى متفاوت با آن ، در او وجود دارد.

فَإِنْ سَنَحَ لَهُ الرَّجَاءُ أَذَلَّهُ الطَّمَعُ

پس اگر در دل اميدى پديد آيد ،طمع آن را خوار گرداند ،

وَ إِنْ هَاجَ بِهِ الطَّمَعُ أَهْلَكَهُ الْحِرْصُ

و اگر طمع بر آن هجوم آوردحرص آن را تباه سازد ،
 

وَ إِنْ مَلَكَهُ الْيَأْسُ قَتَلَهُ الْأَسَفُ

و اگر نوميدى بر آن چيره شود ،تأسف خوردن آن را از پاى در آورد ،

وَ إِنْ عَرَضَ لَهُ الْغَضَبُ اشْتَدَّ بِهِ الْغَيْظُ

اگر خشمناك شود كينه توزى آن فزونى يابد و آرام نگيرد ،

وَ إِنْ أَسْعَدَهُ الرِّضَى نَسِيَ التَّحَفُّظَ

اگر به خشنودى دست يابد ، خويشتن دارى را از ياد برد،

وَ إِنْ غَالَهُ الْخَوْفُ شَغَلَهُ الْحَذَرُ

و اگر ترس آن را فراگيرد پرهيز كردن آن را مشغول سازد.

وَ إِنِ اتَّسَعَ لَهُ الْأَمْرُ اسْتَلَبَتْهُ الْغِرَّةُ

و اگر به گشايشى برسد ، دچار غفلت زدگى شود ،

وَ إِنْ أَفَادَ مَالًا أَطْغَاهُ الْغِنَى

واگر مالى به دست آورد ، بى نيازى آن را به سركشى كشاند ،

وَإِنْ أَصَابَتْهُ مُصِيبَةٌ فَضَحَهُ الْجَزَعُ

و اگر مصيبت ناگوارى به آن رسد ، بى صبرى رسوايش كند ،

وَ إِنْ عَضَّتْهُ الْفَاقَةُ شَغَلَهُ الْبَلَاءُ

و اگر به تهيدستى مبتلا گردد ، بلاها او را مشغول سازد ،

وَ إِنْ جَهَدَهُ الْجُوعُ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ

و اگر گرسنگى بى تابش كند ، ناتوانى آن را از پاى در آورد ،

وَ إِنْ أَفْرَطَ بِهِ الشِّبَعُ كَظَّتْهُ الْبِطْنَةُ

و اگر زيادى سير شود ، سيرى آن را زيان رساند ،

فَكُلُّ تَقْصِيرٍ بِهِ مُضِرٌّ

پس هر گونه كُندروى براى آن زيانبار

وَ كُلُّ إِفْرَاطٍ لَهُ مُفْسِدٌ .

و هرگونه تُندروى براى آن فساد آفرين است .

بگذار منتـظـر بمانند...

می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند...

گنجشک با خدا قهر بود

گنجشک با خدا قهر بود…

  روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت .

  فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:

  می آید ؛ من تنها  گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که

  دردهایش را در خود نگاه میدارد…

  و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.

  فرشتگان چشم به لب هایش دوختند،

  گنجشک هیچ نگفت و…

  خدا لب به سخن گشود :  با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.

گنجشک گفت :  لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.

  تو همان را هم از من گرفتی.

  این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟

  و سنگینی بغضی راه کلامش بست…

سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

  خدا گفت:  ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو

  از کمین مار پر گشودی.

گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.

  خدا گفت:  و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به

  دشمنی ام برخاستی!

  اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.

  ناگاه چیزی درونش فرو ریخت , های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد...   


گفتا که علی نور بود سایه ندارد

 

قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد 


  ایمان به جز ازعشق علی پایه ندارد


 گفتم بروم سایه لطفش بنشینم


 گفتا که علی نور بود سایه ندارد